سیستم معادلات همزمان ( مسئله تشخیص و روابط علی و معلولی نامشخص ) : به منظور رفع انتقادی که لوکاس به مدل های اقتصادسنجی تک متغیره وارد نموده بود، مدل های معادلات همزمان ارائه گردید. اما مشکلی که این مدل ها دارند مسئله تشخیص است. یعنی کدامیک از متغیرها درونزا و کدامیک برونزا هستند. به عنوان مثال در یک مدل کلان اقتصادی ساده کینزی، مصرف تابعی از درآمد است و از طرفی درآمد بر اساس اتحاد مشهور درآمد ملی تابعی از مصرف بخش خصوصی است.
مدل VAR سیمز ( نبود پایه های تئوریک اقتصادی و تعداد پارامترهای قابل تخمین زیاد ) : کریستوفر سیمز (1980) در مقاله مشهور خود تحت عنوان Macroeconomics and Reality که نهایتا در سال 2011 سبب گردید ، این اقتصادسنجی دان جایزه نوبل دریافت کند، با اشاره به ماهیت متغیرهای کلان اقتصادی بیان می کند که تفکیک متغیرهای درونزا و برونزا کار درستی نیست و از این رو مدل آماری خودرگرسیونی برداری را که درآن، همه متغیرها درونزا هستند و هم برونزا، پیشنهاد می کند.
مدل VAR ساختاری یا SVAR : این مدل ها در تلاشند تا فاصله مدل های آماری var را با مدل های ساختاری اقتصادی کم کنند.
روش شناسی تعادل عمومی : حل این مدلها عموما به تحلیل اقتصادسنجی مدلهای VAR ساختاری ختم می شود ( بلانچارد و کان ،1980).